دخترم همه زندگیمه

l


شیطنت امروز

شیطنت امروز

امروز صبح هستی خانوم زودترازهمیشه بیدارشده و مامانی هم خواب یه دفعه چشاموباز کردم دیدم نشسته جلو میز آینه شمعدون و کیف لوازم آرایشم جلوش و حسابی خودش رو خوشگل کرده بود واااای یه وضعی بود تمام سر و صورت و لباساو دست و پاش قرمز بود مامانی هم سریع این وروجک رو برد تو حموم و حسابی شستش:-D
تاریخ : 18 تیر 1393 - 19:52 | توسط : مامان فرزانه | بازدید : 863 | موضوع : فتو بلاگ | 10 نظر

شونزده ماهگیت مبارک

شونزده ماهگیت مبارک

سلام یکی یکدونه من شرمنده عزیزم دیگه زیاد نمیام وبلاگت ببخشییییییییییییییییییییبییبییییییییییییییییید
الان اومدم بگم شونزده ماهگیت مبارک :-*:-*
دختر شونزده ماهه من تا الان دوازده تا مروارید داره .4تا کرسی باهم دراومدن پشت سرهم و خدارو شکر بدون هیچ دردسری ولی این وروجک ما کلا بد غذاست و مامانی رو خیلی اذییت میکنه موقع غذا خوردن:-( <img src='http://www.ninipage.com/3.9.693/smiles/sad.gif' alt=':-(' />
تا میشینه تو ماشین میگه نانای تا براش آهنگ بزاریم و خانوم نانای کنه
وقتی مورچه یا مگس میبینه میگه موووو
شمردنشم دو سه شیش ده;-) <img src='http://www.ninipage.com/3.9.693/smiles/wink.gif' alt=';-)' />
علاقه شدید به خوردن آب داره و بیشتر از اینکه غذا بخوره آب میخوره تا آب یا لیوان ببینه سریع آب میخواد و میگه آبه یا آب
واینکه دیگه خانوم شده و تو حموم گریه نمیکنه و آب بازی میکنه:-D <img src='http://www.ninipage.com/3.9.693/smiles/bigsmile.gif' alt=':-D' />
خیلی وروجک شده هرکاری رو تکرار میکنه و هر صدایی رو درمیاره خیلی حرف میزنه که به زبون خودشه و ما متوجه نمیشیم o_Oo_O
همه رو مامان یا بابا صدا میکنه:-\ <img src='http://www.ninipage.com/3.9.693/smiles/question.gif' alt=':-/' />
تاریخ : 13 تیر 1393 - 04:37 | توسط : مامان فرزانه | بازدید : 874 | موضوع : فتو بلاگ | 10 نظر

دندون نهم

دندون نهم

دخترنازم دوروزه نهمین دندون (دندون آسیاب پایین سمت راست) جوونه زده . دندونای آسیاب زودتراز دندونای نیشت دراومده وقتی دیدمش خیلی ذوق کردم الهی فدات شم :-*:-*:-*
از دوم خرداد باباحمیدرفته تبریز ماموریت تا یک ماه و ما اومدیم خونه آقا جون
تاریخ : 04 خرداد 1393 - 17:09 | توسط : مامان فرزانه | بازدید : 877 | موضوع : فتو بلاگ | 12 نظر

نفسمی

سلام گلم میخوام یه کم از خصوصیات و کارایی که انجام میدی بگم اول بگم چه کلماتی رو میگی:بابا.بابایی.ماما.آب.عمه .هاپ.ب(ببعی).توتو(پرنده)نی نی.چی؟.بده.پا.دس.دادا مم( یعنی دایی محمد) دیگه همین ..

وقتی جایی گیر کردی با یه لحن بامزه ای تندتند میگی بابا بابا حتی اگه بابا خونه نباشه گاهی به منم میگی بابا ولی مامانم قشنگ میگی نونش قابل مفهوم نیست ولی معلومه میگی مامان من میگم جان دوباره هی میگی مامان و من هی میگم جان و تکرار میشه خودت رو لوس میکنی و اخرش میخندی..

دیگه راه رفتنت خوب شده و تو خونه فقط راه میری و واسه خودت حرف میزنی..

اعضای بدن رو میشناسی .مو . چشم . بینی . گوش . زبون . دست و پا

وقتی کفشات رو میبینی میگی پا پا

وقتی من تو اشپزخونه ام میای دمپایی هامو از پام درمیاری و دوباره میذاری جلوم و میگی پا پا ....

هر حرفی بهت میزنم قشنگ گوش میدی و منظورم رو متوجه میشی...

عاشق پتوت هستی و میندازی رو سرت و باهاش بازی میکنی وقتی من تو اشپزخونه ام و خوابت میاد پتوت و بغل میکنی و میاری دم آشپزخونه و سروصدامیکنی منم برات شیرخشک درست میکنم یا شیرگاو گرم میکنم و میریزم تو شیشه ات و تا میام سمتت میری طرف بالشتت و من بالشتت رو میذارم رو پام و خودت رو میندازی رو بالشت...

خیلی حرف گوش کنی و هرچی میگم برو بیار میری میاری مثلا وقتی خوابت میاد اگه پتوت تو اتاقت باشه میگم تا من شیر برات میارم برو پتوت رو بیار تو هم میری و از تو اتاق میاریش...

راستی این و یادم رفت بگم که از اول فروردین تا الان 4 تا دندون دیگه دراوردی و الان 8 تا مروارید کوچولو داری و دیگه بهتر غذاهای جامدو میخوری و کمتر سوپ میخوری....

وقتی من یا بابایی بهت میگیم بوس بده لپت رو میاری جلو تا بوست کنیم ، یلدا رو خیلی دوست داری و وقتی بعدازچند وقت میبینیش خیلی ذوق میکنی و میگی بذارجلوم بشینه نازش میکنی و وقتی میگیم بوسش کن لپت رو میبری جلو صورتش....

چادر یا پتوت رو میندازی رو سرت و هی بلندمیشی و میشینی و باخودت زمزمه میکنی یعنی داری نماز میخونی...

خیلی طوطی شدی و هر کاری که ما امجام میدیم رو سریع تکرار میکنی....


تاریخ : 21 اردیبهشت 1393 - 15:41 | توسط : مامان فرزانه | بازدید : 898 | موضوع : وبلاگ | 13 نظر

سری چهارم عکسای متفاوت

                                                                    ماست خوری


تاریخ : 17 اردیبهشت 1393 - 16:11 | توسط : مامان فرزانه | بازدید : 927 | موضوع : وبلاگ | 12 نظر

سلاااااااااام من اومدم

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام من اومدم..............

سلام به دوستای خوبم

من اومدم ببخشید یه مدت نبودم سرم شلوغ بود بله.

تواین مدت دو دفعه رفتم مشهدو اومدم تو رفت وامد بودیم دیگه اخه عمه سمانه ام نی نی دار شده و مامانم به عمه کمک کرد تا وسایل نی نی رو بخرن و....

البته مامانمم یه خورده تنبل شده و دیدم دیگه نمیاد واسم عکس جدید بذاره گفتم اینجوری نمیشه خودم باید دست به کارشم بله.

دلم واسه همتون تنگ شده قول میدم به همتون سربزنم و پستای جدید وقدیمتون رو ببینم

خب حالا برم سراغ عکسام

این اولین کفشام که از مشهدخریدم و باهاشون راه رفتم دیگه بزرگ شدم بله

اینجا همون موقع اس تو پاساژکه کفشارو خریدم پام کردم و واسه خودم راه می رفتم و مغازه ها رو نگاه میکردم

اولین باری که رفتم پارک و سرسره بازی کردم با خاله ویلدا رفتیم

اولش من فقط بچه هارو نگاه میکردم

این عکسم رو حیاط خونه عمه سمانه مامانم گرفته

با عمه و مامانم رفتیم خرید

اینجا مشهد خونه مامان بزرگمه که پانیذ رو میخواستیم ببریم حرم

تو این عکسام رفتیم پارک نزدیک خونه مامان بزرگم و من سنگا رو جمع میکردم

من تو تابم که دایی جونم برام خریده

مامانم میگه من خیلی شیطون شدم و هرکار میکنم سریع عکس میگیره

خودم یاد گرفتم سوار دوچرخم بشم این کجاش شیطونیه

اینام جدیدترین عکسامه که دیروز خونه عمه سمانه گرفتم

خب اینام از عکسای من منتظرپست بعدی باشید بوووووووووس

راستی از همه اونایی که روز مادرو به مامانم تبریک گفتن تشکر میکنم ببخشید که مانتونستیم همون روز تبریک بگیم الان میگم که روز همه مامانای مهربون مخصوصامامانای نینی پیجی مبارک.............


تاریخ : 13 اردیبهشت 1393 - 19:32 | توسط : مامان فرزانه | بازدید : 1060 | موضوع : وبلاگ | 15 نظر

سیزده بدر

سلام عزیز جونم یکی یدونم
میخواستم از اولین لباسای عیدت یه پست بذارم ولی دیگه نمیذاری ازت عکس خوشگل بگیرم ازبس شیطون شدی به سختی این دوتا عکس رو گرفتم...
اولین لباسای عید


این اولین عید نیست که کنار مابودی عید پارسال 16 روزه بودی و چون خیلی کوچیک بودی زیاد عید دیدنی نرفتیم و هم اینکه من دوباره عمل کردم و بداز بدترشد و کلا خونه بودیم ...
اینم عکسای اولین سیزده بدر


و شما که با بچه ها سرگرم بازی بودی


این نی نی کوچولو( امیرعلی )پسر دخترخاله منه که دوازدهم فروردین به دنیا اومد ولی هنوز بیمارستان بستری واسش دعا کنید تا مرخص بشه...


ودر آخر اینکه دندون پنجمت دوم عید جونه زود و دندون شیشم چندروز دیگه خودش رو به ما نشون میده...


آرزو دارم بهاران مال تو
شاخه هاي ياس خندان مال تو
آن خداوندي كه دنيا آفريد
تا ابد همراه و پشتيبان تو


تاریخ : 15 فروردین 1393 - 19:29 | توسط : مامان فرزانه | بازدید : 1234 | موضوع : وبلاگ | 36 نظر

سوغاتی و عیدی من به ارشیا خان

سوغاتی و عیدی من به ارشیا خان

بفرمایید ارشیا خان اینم عکس
تاریخ : 11 فروردین 1393 - 00:44 | توسط : مامان فرزانه | بازدید : 1011 | موضوع : فتو بلاگ | 13 نظر

عکسهای من

اینجا تازه راه افتادیم مامانم داشت ساندویچ میخورد من میخواستم ساندویچش رو ازش بگیرم واسه همین واسه منم یه ساندویچ کوچولو درست کرد

بعدش هم همش تو ماشین خواب بودم فقط یه کوچولو بیدارمیشدم باز میخوابیدم

اینجا واحدیه که از طرف شرکت بابایی دادن تو چالوس . من دارم با روسری مامانیم بازی میکنم

همش هم من از یلدا نگهداری میکردم ببینین اینجا دارم شیرش رو میدم بخوره

اینجام رفتیم کنار دریا ولی هوا سرد بود

این عکسم تهران خونه عمه جونم هستم

رفتیم دریاچه خلیج فارس که پر پرنده بود

روز سال تحویل خونه مامان بزرگم

اینام کیکی که مامان بزرگ واسم گرفت

وعکسای تولدم

من و محمد رضا جون پسرعموایمان

اینم از عکسای من

دوستای خوب نی نی پیجی سال خوبی داشته باشین


تاریخ : 05 فروردین 1393 - 15:21 | توسط : مامان فرزانه | بازدید : 882 | موضوع : وبلاگ | 12 نظر